برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
لپتاپم هر پنج دقیقه، مثل شیر زخم خورده، غرش میکنه. بعدش سی ثانیه خرت خرت نهیفی انجام میده و آخرش ساکت میشه.
میترسم توی این اوضاع و احوال دستمو توی پوست گردو بذاره.
تورو خدا تو دیگه منو به امون خدا رها نکن.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
خوشی های ناپایدار...
خنده های زودگذر ...
گاهی وقتا تحملم ته میکشه...
وانمود کردن به عادی بودن کمی سخته...
آدمای پُر درد، ناسازگار میشن خرده نگیرید بهشون.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
دیگه به هیچ کدوم از کارام نمیرسم در یک کرختی بی پایان گیر کردم
یه عالمه کار عقب افتاده و جامونده و فراموش شده دارم
واقعا عجیبه که چطور در این سه ماه بیکاری به هیچکدومشون نرسیدم
یهویی یاد دوران دانشجویی افتادم فقط یک ماه تا دفاع از پایان نامه فرصت داشتم و کلی فایل و مقاله و پروژه بایگانی نشده و نخوانده داشتم. ساعت 11:20 دقیقه شب بود در یک لحظه تصمیم گرفتم همشونو شیفت دیلیت کنم و بخوابم.
فردا صبح یک درایو 100 گیگی، آب رنگ و خالی در لپتاپم خودنمایی میکرد.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی